close
چت روم

سوتی خفن\"

آخرین ارسال های انجمن

خاطرات خنده دار مرداد ماه 93 ( سری دوم )

موضوع : اس ام اس ,اس ام اس خنده دار , | تاریخ : جمعه 31 مرداد 1393 زمان : 3:18 | بازدید : 1730
نویسنده : عباسعلی امینیان | نظرات ()

خاطرات خنده دار مرداد ماه 93

تاریخ : شنبه 11 مرداد 1393 زمان : 3:19 | بازدید : 617
نویسنده : عباسعلی امینیان | نظرات ()

 

عاقا امروز با يكي از دوستام نشسته بوديم داشتيم مطالب سايت رو ميخونديم و اونايي كه خوشم ميومد رو لايك ميكردم كه رسيدم به يكي از مطالب ارسالي خودم و اون رو هم لايك كردم. يهو دوستم گفت: "مطلب ارسالي خودتم لايك ميكني؟‏!‏‏!‏‏!‏‏"‏
من: "آره...تو با اين قضيه مشكلي داري؟‏"‏
دوستم: "بله كه دارم‏!‏...اينجوري در حق ديگران بي انصافي ميشه؛ تو بايد فقط مطالبي كه خوبن رو لايك كني‏"‏
يه لحظه سكوتي مرگبار فضا رو گرفت...‏
بعد من يه نگاه عاقل اندر سفيه (صفيح؛سفيح؛صفيه؛...‏)‏ به يارو انداختم و گفتم: "خو احمق...اگه مطلب ارسالي خودم؛ به نظر خودم خوب نبود كه ارسالش نميكردم‏!‏‏!‏‏...يني من يه جلبك سبز تو رودخونه آمازون ميشناسم كه اينو ميدونه ولي تو هنوز...‏"‏



به جون خودم راس میگم
دیرو داشتم تو خیابون را میرفتم همینجورم داشتم به ی خاطره خوب فک میکردم اقا دیدم هرکی رد میشه ی جور نیگام میکنه انگا دیوونه دیده منم گفتم اینا چقد اوسکولن توجه نکردمو ب کار خودم ادامه دادم(:
بعد چن دیقه دیدم اینا دیگه بیش از حد اوسکولن اخه من چی دارم ک دارن نیگام میکنن بیشتر که دقت کردم دیدم ی لبخند ملیح ژکونده اروم و در عین حال با چیلی نسبتا باز رو صورتم نقش بستهD:
بخدا راس میگم اصن دست خودم نبود بخاطر اون خاطره لعنی کثافط بود که با ابروم بازی کرد):
الان همشون فک میکنن من دیوونه بودم و در اخر نتیجه گرفتم که من بیش از حد اوسکولم نه ملت

 

خاطرات خنده دار پرشین فان

موضوع : اس ام اس ,اس ام اس خنده دار ,طنز نوشته , | تاریخ : یکشنبه 05 مرداد 1393 زمان : 11:58 | بازدید : 681
نویسنده : عباسعلی امینیان | نظرات ()

 

چند روز پيش ديدم يكي از دوستام خيلي تو خودشه؛ رفتم بهش گفتم: "سلام فلاني؛ انگار ناراحتي؟‏!‏ چي شده؟‏"‏
اون: "يه مشكلي دارم ولي روم نميشه بگم‏"‏
من با حالت خنده: "نكنه عاشق شدي الاغ...؟‏"‏
اون در حالي كه داره توالت رو نشون ميده: "نه بابا؛ مشكل من با اونجاست‏!‏‏"‏
من: "خب از اول بگو ديگه؛ دواي دردت پيشه منه...دنبالم بيا تا يه قرص بهت بدم؛ بخوري مشكلت حله‏"‏
.‏
عاقا ما قرص ضد يبوست به طرف داديم؛ اونم خيلي شيك و مجلسي ازم تشكر كرد و رفت...‏
.‏
فرداي اون روز:‏
من خطاب به يكي ديگه از دوستام: "هي محمد...تو فلاني رو نديدي؟...چن وقتيه خبري ازش نيست‏!‏‏!‏‏!‏‏"‏
محمد: "اون بنده خدا از ديروز تا حالا بدجور اسهال گرفته و همش تو دستشويي نشسته؛ بدبخت هرچي هم قرص ميخوره فايده اي نداره‏...‏!‏"‏
من در حالي كه دارم زمين رو گاز ميزنم: "فلاني اسهال داشته؟...من فكر كردم يبوست داره‏!‏‏!‏‏"‏
‏(‏خو تقصير من چيه؟ خودش درست توضيح نداد)‏




یه روز رفتم خونه یکی از دوستان فیفا بازی کنیم داداش کوچیکشم بود (ای داداشش همیشه اب دماغش اویزون بود نمیدونم برا چی)
یه صحنه خنده دار تو بازی اتفاق افتاد زدیم زیر خنده و به همدگه نگاه میکردیم که یدفه اب دماغ گودزیلاهه باد کرد ترکید رو صورتش
چی بگم دیگه الان کنار مایکل جکسنیم و داریم هیزمهارو خشک میکنیم...


 

 

آخرین مطالب ارسالی

اعلانات اعلانات
خاطرات خاطرات خنده دار مرداد ماه 93 ( سری دوم )
طنز طنز نوشته های خنده دار مرداد ماه 93
خنده خنده بازار این هفته
طنز طنز نوشته های باحال مرداد ماه 93
خاطرات خاطرات خنده دار مرداد ماه 93
متن متن های عاشقانه
طنز طنز نوشته های جدید پرشین فان
خاطرات خاطرات خنده دار پرشین فان
عکس عکس نوشته های خنده دار
جوک جوک های جدید تیر ماه پرشین فان
خاطرات خاطرات خنده دار تیر ماه 93
خاطرات خاطرات خنده دار تیر ماه 93
جوک جوک های جدید تیر ماه پرشین فان