close
چت روم

اینم دوتا شعر طنز باحال باحال !

آخرین ارسال های انجمن

اینم دوتا شعر طنز باحال باحال !

موضوع : طنز نوشته , | تاریخ : شنبه 03 خرداد 1393 زمان : 3:7 | بازدید : 426
نویسنده : عباسعلی امینیان | نظرات ()

 

خوشا آنان که دل تنگی ندارن

همیشه بر خر دنیا سوارن

سوار پورشه و بنز و پاجیرو

نه بی آرتی سوار می‌شن نه مترو

همونایی که دنیا رو خریدن

بدهکاری و بیکاری ندیدن

اگه اینجان اگه اون جا رئیسن

همیشه یا رئیسن یا... رئیسن

نه بی پولن، نه قسط و وام دارن

خوش و شادن سوارن، آی سوارن

چه سودی داره این حرفا چه سودی؟

آهای وایستا ببینم! با کی بودی؟

آهای آجان بیا! نشر اکاذیب

مجازات و جریمه، تحت تعقیب

آهای تشویش اذهان عمومی!

تو یک لحظه به فکر آبرومی؟

چرا می‌گی اونایی که سوارن

تو این ایام دل تنگی ندارن؟

تو که شعرت به این و اون می‌خنده

خبرداری مگه از حال بنده؟

توی پاریس اگه ویلا خریدم

سه ماهه رنگ ویلامو ندیدم

دلم تنگه واسه ویلای پاریس

دلم تنگه برای برف سوئیس

سوئیس و برف و اسکی، داد و بیداد

بگم این دردو با کی؟ داد و بیداد

دلم می‌خواد از این جا پر بگیرم

بلیت خارجه، یک سر بگیرم

اروپا هست و برف و پیست اسکی

کباب بره و میگو و... آب دوغ!

الا شاعر که بابایت گدایه

توی بانک هر چی وامه مال مایه

به ما گفتی صبوری کن صبوری

اگه می‌شه بگو لطفا چه جوری؟

صبوری کردم، اما بی قرارم

سه ماهه وام میلیاردی ندارم

سه ماهه صبر کردم من، سه ماهه

نمی‌دونم چرا روزم سیاهه؟

سیاهه رنگ ماشین جدیدم

سه ماه پیش از آلمان خریدم

خوشا آنان که دل تنگی ندارن

هوای ماشین رنگی ندارن

 

*********************

 

خواندن شوخی با اشعار نغز بزرگان و تک بیت‌های ماندگار در حافظه ایرانی، آن هم به قصد بهار و تبسم طبعیت خالی از لطف نیست.

«ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی»

بیا مطرب بزن سازی نگو دارد بدآموزی

«اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد»

برآنم بشکنم تخمه حدود شش‌کیلو روزی

«دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی‌ارزد»

چرا اینقدر می‌اخمی؟ چرا هی کینه می‌توزی؟

«بیا تا یک زمان امروز خوش باشیم در خلوت»

که مهمان می‌رسد فردا و در افسوس می‌سوزی

«خدنگ غمزه از هرسو نهان انداختن تا کی»

چرا این‌قدر پیچیده، چرا این‌قدر مرموزی

«به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم»

شما که رخنه فرمودی چرا آن را نمی‌دوزی

«چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را»

سِلِکتَت کردم و گفتم خدای من عجب چوزی

«مرا سودای بت‌رویان نبودی پیش‌ازاین در سر»

سخن از عید بود اما عوض شد بحثمان موذی

«بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را»

برای گل‌برافشانی و می‌درساغراندوزی

«بهار آمد که هر ساعت رود خاطر به بستانی»

چرا حرف از سیاست یا از استقلال و پیروزی

«درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد»

در این ایام تعطیلی به جای آتش‌افروزی

اگرچه سیزده روز است تعطیلات، رسمی نیست

«که بیش از پنج ‌روزی نیست حکم میر نوروزی»

مهدی استاد احمد.

 

مطالب مرتبط

آخرین مطالب ارسالی

اعلانات اعلانات
خاطرات خاطرات خنده دار مرداد ماه 93 ( سری دوم )
طنز طنز نوشته های خنده دار مرداد ماه 93
خنده خنده بازار این هفته
طنز طنز نوشته های باحال مرداد ماه 93
خاطرات خاطرات خنده دار مرداد ماه 93
متن متن های عاشقانه
طنز طنز نوشته های جدید پرشین فان
خاطرات خاطرات خنده دار پرشین فان
عکس عکس نوشته های خنده دار
جوک جوک های جدید تیر ماه پرشین فان
خاطرات خاطرات خنده دار تیر ماه 93
خاطرات خاطرات خنده دار تیر ماه 93
جوک جوک های جدید تیر ماه پرشین فان

ارسال نظر برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی